أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

190

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

اوقات مسام اعضاء باز بود و بيدرنگ برودت خود را بجوهر اعضاى رئيسه مىرساند پس فاسد مىشود قوت در اعضا و همچنين محافظت كند از هرچه شديد الحرارت بود و خاصه آب سرد و گرم كه زود به اعضاى رئيسه و كريمه مىرسد و از ان سل و دق حادث مىشود و مراد از سل باريكى و كندى اعضا بود و نگهدارد معافصه را خروج از حمام و كشف راس بعد از ان و تعريض بدن از براى برودت بلكه واجب بود كه اگر هواى شتوى بود و از حمام بيرون آيد و تارى در خود پيچد محتراز محترز از حمام بايد كه چند كس از دخول حمام ملاحظه كنند مثل كسى كه او را تپ بود ديگر كسى كه او را تفرق اتصال بود يا آنكه او را ورم بود و بتحقيق كه دانسته شده است از قاعده كلى كه فعل حمام گاهى مسخن بود و گاهى مبرد بود و گاهى ضار بود و گاهى نافع بود و منافع آن تنويم بود و تقتح بود و جلا باشد و تحليل بود و انضاج باشد و جذب غذا بود به ظاهر بدن و معونت آن بتحليل آنچه اراده بود و نفض آنچه مراد آن بود كه منفض گردد از جهت طبيعت و حبس اسهال و ازاله اعضا و مضرت آن تضعيف دل بود اگر بافراط كشد و ايراث غشى بود و غشيانى و تحريك مواد ساكنه و تهيأ آن از براى عفونت و امالتها بافضيه اعضاى وى فضا و باعضاء ضعيفه تا حادث شود از ان ورم در ظاهر اعضا و در باطن اعضا - فصل ششم در اغسال به اب سرد اغسال به اب سرد كسى را مناسب بود كه تدبير او در جميع وجوه باستقصا بود و سن او و قوت او و سحنه او و فصل او موافق بود و بر او تخمه واقع نشده باشد و قى نكرده باشد و اسهال نشده باشد او را و او بيخوابى نشده باشد و در سن صبى نبود و در سن شيخوخت نباشد و در وقتى كه بدن او نشبط بود و حركات او متوالى و متوافق بود و استعمال آب سرد را بعد از ان استعمال آب سرد در غايت برودت نبود تا آنكه بشره را قوى كند و حرارت غريزى را در اندرون نگهدارد پس اگر ازين گونه اراده كند بايد كه آن آب شديد البرد نبود بلكه معتدل بود و استعمال آن بعد از رياضت بود پس واجب بود كه دلك پيش ازين استحمام از معتاد سخت‌تر بود و اما تمريخ دهن مر او را يابد كه بر عادت و رياضت او بعد از دلك و تمريخ بود و اسرع از معتدل باشد كم‌كم بعد از ان شروع كند بعد از رياضت و در آب سرد درآيد تا آنكه باعضاء او برسد بعد از ان مكث كند تا مقدار نشاط و احتمال و پيش از حدوث قشعريره بيرون آيد بعد از آب بعد از ان كه بيرون آيد و در غذاى معتاد بيفزايد از جهت آنكه هضم را وفور شده باشد و بايد كه از آب كم كند و نظر كند در مدت لون كه در چند وقت و چه وقت عود مىكند و در حرارت آن نگاه كند كه از زود عود كند بداند كه لبث در ان زياده از واجب بود پس تقدير كند در روز دوم به قدر آنچه دانسته باشد از روز اول و گاه باشد كه دخول آب را مكرر سازند و استرجاع لون و حرارت بدين طريق و هركه اراده كند آنكه استعمال كند آب سرد را مكررا بايد كه بتدريج در ان و ابتدا كند در اول اين عمل در روزى كه اسخن ايام صيف بود در وقت گرماى در غايت و اختيار روزى كند كه در ان باد نبود و بعد از جماع نباشد و بعد از طعام نباشد كه هضم نشده باشد و بعد از قى استعمال نكند و بعد از استفراغهاى ديگر نبود و بعد از هيضه نباشد و بعد از سهر نبود و يا ضعف بدن نباشد و با ضعف نبود و بعد از رياضت نبود مگر كسى كه او را قوتى باشد زياده پس استعمال كند بدان طريق كه گفته شد و استعمال اغسال به اب سرد بر نحو مذكور موجب انهزام حار غريزى باشد به داخل بدن دفعتا بعد از ان قوى شدن باستظهار و بروز ضعف آنچه گفته شد بسبب قوت آن رجوع بمبدأ خود و و اجتماع آن در ان مبدأ بسبب آنچه گفته از توفير آن - فصل هفتم در تدبير ماكول بايد كه كسى كه در مقام حفظ صحت بود در غذاى او چيزى نباشد از اغذيه دوائيه مثل بقول و فواكه و غير از اينها از جهت آنكه آنچه ملطف بود محرق باشد خون او را و اگر غذا غليظ بود موجب ثقل بود مر بدن را بلكه واجب بود كه در غذاى او مثل لحم بود خاصة لحم جدى و گوساله خورد و بره و نان گندم پاك از شوائب كه فراگرفته باشند از زرع صحيح بىآفتى نرسيده باشد و از شيرينها شربتى كه ملائم بود از براى مزاج و از شراب شراب رطب ريحانى بود و بايد كه به غير ازينها به چيزى ديگر ملتفت نشود مگر بر سبيل تعالج و تقدم بحفظ و بهترين فواكه و انسب آن به غذا انجير بود و انگور رسيده شيرين و خرما در بلاد و اراضى كه در ان اكل آن عادت بود چون استعمال ماكولات را به اين طريق كند و از ان فضله پديد آيد شروع